خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
18/03/23 01:08
شناسه خبر : 26327

گفتگو با «مرتضي دهرويه» چهره خبرساز فوتبال استان سمنان

سمنان لاین -ورزش استان سمنان در سالي که گذشت، ورزش استان سمنان در سالي که گذشت با همه فراز و فرود‌هايش نتوانست دل علاقمندان به پرمخاطب‌ترين ورزش جهان، فوتبال را به دست آورد و متاسفانه شاهد اتفاقات ناخوشايندي در فوتبال استان سمنان بوديم. شايد بدترين و پر‌هزينه‌ترين اتفاق و خسران ورزشي سال 96، سقوط صنايع […] ...

سمنان لاین -ورزش استان سمنان در سالي که گذشت، ورزش استان سمنان در سالي که گذشت با همه فراز و فرود‌هايش نتوانست دل علاقمندان به پرمخاطب‌ترين ورزش جهان، فوتبال را به دست آورد و متاسفانه شاهد اتفاقات ناخوشايندي در فوتبال استان سمنان بوديم. شايد بدترين و پر‌هزينه‌ترين اتفاق و خسران ورزشي سال 96، سقوط صنايع طلايي، تنها نماينده فوتبال استان در ليگ دسته دو کشور بود. امتيازي که براي به دست آوردنش خون دل‌ها خورده شده بود، هزينه‌هاي بسياري صورت گرفته بود و چشم اميد بسياري از جوانان سمناني به اين تيم بود. البته پس از اين سقوط، عامه مردم استان واکنش چنداني به اين موضوع نشان ندادند و گويا اين اتفاق برايشان عادي بود. شايد هم عدم استفاده از کادر فني و بازيکنان بومي در تيم صنايع طلايي، باعث اين بي‌مهري بزرگ شده است. به هر روي سال 96 را در حالي به پايان مي‌بريم که ديگر حتي کورسوي اميدي در فوتبال استان سمنان نيز چشمک نمي‌زند.

در روزهاي پاياني سال 96 فرصتي دست داد تا فارغ از هياهوي عيد و تکاپوي مديران براي نشان دادن گزارش عملکردهاي درخشان در دستگاه‌هاي مختلف، ساعتي را به گفتگو با يکي از پيشکسوتان ورزش استان سمنان بنشينيم و از نگاه او، برخي از زواياي پنهان فوتبال استان را به نظاره بنشينيم.

مرتضي دهرويه، مرد هميشه معترض اين روزهاي فوتبال و البته يکي از منتقدين اصلي سياست‌هاي هيات فوتبال استان سمنان در گپ و گفتي نسبتا طولاني، پاسخگوي برخي سوالات ما بود. آنچه در زير مي‌خوانيد، حاصل اين گفتگوي تفصيلي است.

شما در گذشته نيز با اعضاي فعلي هيات فوتبال استان سمنان، مشکلاتي داشتيد. چه عاملي باعث همکاري مجدد شما با اين کادر شد؟

مشکلات من با رئيس هيات فوتبال استان بر کسي پوشيده نيست که مهمترين آن در برنامه نود نيز پخش شد. در ادامه اين گفتگو به دلايل اين اختلاف نظرها اشاره خواهم کرد. اما نکته‌ي حائز اهميت اين است که من از اساس به انتخاب اين فرد در اين دوره از انتخابات ايراد وارد مي‌کنم، چرا که معتقدم، انتخابات اين دوره توسط ايشان مهندسي شد و با وعده‌هاي گوناگون و البته وسوسه‌کننده توانستند راي بسياري از اعضا را در سبد خود بريزند. به هر روي علي رضاعلي رئيس هيات فوتبال شد و بي‌شک در ادامه اين مسير به هيچ عنوان قصد هرگونه همکاري با هيات فوتبال را نداشتم؛ اما من فوتبالي هستم و نمي‌توانم از فوتبال دور بمانم.

امتياز، غيرقانوني به صنايع طلايي واگذار شد

در پي اعلام عدم تيم‌داري مهندس فيض و وفا و پيش از واگذاري امتياز هف به صنايع طلايي، تلاش‌هاي بسياري را در شهرداري و شوراي اسلامي شهر سمنان به انجام رساندم، تا امتياز اين تيم به نام شهرداري به ثبت برسد؛ چرا که هم از نظر امکانات سخت‌افزاري و هم منابع مالي، اين قابليت را در شهرداري مي‌ديدم. از طرفي پس از سه سال فعاليت در تيم هف به عنوان کمک مربي، در نظر داشتم که با اين واگذاري، به عنوان سرمربي تيم معرفي شوم تا بتوانم تجربيات خود در سال‌هاي طولاني حضورم در اين رشته را در خدمت فوتبال استانم به مرحله اجرا درآورم و با استفاده از مربيان و بازيکنان بومي که خواسته مردم استان نيز بود، مقدمات پيشرفت روزافزون و صعود اين تيم به ليگ دسته يک کشور را فراهم کنم.

اما اين مهم محقق نشد و باز هم با سياست‌هاي غير قانوني اعضاي هيات فوتبال، امتياز اين تيم به صنايع طلايي رسيد.

اگر من با هيات فوتبال همکاري مجددي را آغاز کردم فقط و فقط به جهت کمک به فوتبال استانم بود؛ اما از همين تريبون استفاده مي‌کنم و اعلام مي‌کنم که اين همکاري، بزرگترين اشتباه من در سال‌جاري بود. به هر حال انسان ممکن الخطاست و من هم شهامت اين را دارم که اعلام کنم اشتباه کرده‌ام.

با رئيس هيات فوتبال استان به بهشت هم نمي‌روم

حضور من در تيم صنايع طلايي به اصرار رضا صميمي‌مقدم مديرعامل تيم بود و البته براي اين حضور شروطي داشتم که هيچکدامش محقق نشد. استفاده از بازيکنان بومي و اميد استان و همچنين حضور يک مربي بومي ديگر در کنار اين تيم از جمله‌ي اين شروط بود. با وجود اضافه شدن عليرضا باغبان، در ادامه روند تيم شاهد اين بوديم که از هيچ يک از بازيکنان بومي ما در زمين استفاده نمي‌شود که همين موضوع سبب جدايي من از اين تيم شد.

البته در نيم‌فصل دبير هيات، پيشنهاد سرمربي‌گري تيم را به من دادند که من با رد اين پيشنهاد در پاسخ ايشان گفتم: من با رضاعلي ديگر به بهشت هم نمي‌روم.

* شما هم با بنده هم عقيده هستيد که سقوط صنايع طلايي ناگوارترين اتفاق ورزشي استان در سال96 بود؟

– به نظر من با سقوط صنايع طلايي، پازل ناکامي‌هاي فوتبال استان تکميل شد. تنها امتياز ما در ليگ دسته دو کشور به دسته سه سقوط کرد. نگين شاهوار شاهرود، نماينده ما در ليگ دسته سه، با عدم حمايت‌هاي هيات فوتبال به دسته پايين‌تر سقوط کرد. در رده‌هاي پايه که مسابقاتش در همين
اسفندماه به انجام رسيد، نيز در تمامي رده‌هاي سني ناکام بوديم. با اين روند ما هيچ حرفي در فوتبال کشور نخواهيم داشت ضمن اينکه توجه داشته باشيد، ما در ليگ‌هاي برتر و يک رده‌هاي سني پايه تيم نداريم و در مسابقات منطقه اي که با حضور پنج يا شش تيم برگزار مي‌شود، هم حرفي براي گفتن نداريم در اسفند ماه سال‌جاري در تمام رده‌هاي سني نوجوانان، جوانان، نونهالان، اميد و… فقط براي ارايه بيلان کاري حضور داشتيم و همين!

* شايد براي بسياري از مخاطبان اين سوال به وجود بيايد که مشکل اساسي شما با رئيس هيات فوتبال چيست؟

– اين مشکل به زماني مربوط مي‌شود که من در فوتبال ساحلي بودم. رضاعلي در بسياري از محافل و رسانه‌ها عنوان داشته است که مرتضي دهرويه را من به فوتبال ساحلي کشور معرفي کردم در صورتي که اين موضوع کاملا برعکس است. زماني که ما تيم فوتبال ساحلي را تشکيل داديم، رضاعلي حتي در اين عرصه حضور هم نداشت و با دعوت از تيم ما و برخي تيم‌هاي مهمان به عنوان اسپانسر شام و غذا تيم را مي‌داد، تا خودش را به تيم نزديک کند و البته از همان ابتدا با توجه به هزينه‌هايي که انجام مي‌داد، به دنبال رياست هيات فوتبال براي مطرح شدن و چاپ چند تا عکس در روزنامه و مطرح شدن در رسانه‌ها بود قبل حضور رضاعلي در فوتبال ساحلي، من در نامه‌اي به رئيس فدراسيون عنوان داشتم که با توجه به تشکيل تيم فوتبال ساحلي استان و حضور بسياري از بازيکنان ما در تيم ملي، خواستار حضور و خدمت در تيم ملي کشورم هستم که اين نامه ابتدا به آقاي نبي و سپس به ترابيان ارجاع شد.

در آن زمان، اشرفي سرپرست کميته فوتبال ساحلي کشور بود که موافقت خود را با درخواست من اعلام کرد و قرار بر اين شد، تا در اولين اردوي تيم ملي، به اين تيم اضافه شوم.

بعد از حضور رضاعلي به عنوان رئيس کميته فوتبال ساحلي، اتفاقات ناگوار بسياري براي اين تيم رخ داد که اوج اين موضوعات را من در برنامه 90 اعلام کردم. ما در عمان مي‌توانستيم قهرمان المپيک شويم که باز هم به خاطر سياست‌هاي غلط رضاعلي تيم ملي کشورمان از اين دستاورد مهم محروم شد. شايد شروع مشکلات ما از اين نقطه بود و اتفاقاتي که حاصل شد بخاطر منافع تيم ملي وي را از رختکن تيم ملي بيرون کردم

* فکر مي‌کنيد ما باز هم بتوانيم امتياز يک تيم ليگ دويي را براي استان سمنان داشته باشيم؟

– به عقيده من فدراسيون فوتبال پس از دوبار اطمينان به اين استان و عدم کسب نتايج مطلوب، براي بار سوم اين اشتباه را تکرار نخواهد کرد. فدراسيون يک بار در سال 86 امتياز يک تيم دسته دويي را به استان ما هبه کرد که در آن سال ما توانستيم با استفاده از بازيکنان بومي نتايج بسيار خوبي را بگيريم، اما مسئولين هيات فوتبال اين امتياز را به مبلغ يک‌ميليارد و سيصد ميليون ريال فروختند و تا امروز نيز سرنوشت آن پول مشخص نشده است. امتياز ديگري که به عنوان تيم هف به ما دادند نيز بار ديگر با سياست‌هاي غلط دوستان از دست رفت و من يقين دارم فدراسيون ديگر به مسئولين اين استان اطمينان نخواهد کرد.

* شما در جايي گفته‌ايد که هيات فوتبال استان را قانوني نمي‌دانيد. مستندات شما براي اين ادعا چيست؟

– به عقيده من بسياري از بندهاي اساسنامه فدراسيون فوتبال در هيات ما رعايت نشده است. مهم‌ترين موضوعي مي‌توانم به آن اشاره کنم استناد به بند يک ماده 23 اساسنامه است که در آن به صراحت اعلام شده است که رئيس هيات فوتبال هر استان بايد ساکن آن استان باشد. علي رضاعلي ساکن تهران است و اين موضوع بر کسي پوشيده نيست. شما فکر مي‌کنيد به جز لابي‌گري چه اتفاق ديگري باعث مي‌شود که مسئولان از اين موضوع مهم چشم‌پوشي کنند؟

موضوع ديگر عدم حضور و مسئوليت اعضاي مجمع يا مسئولين هيات فوتبال در باشگاه‌ها است. شايد جالب باشد که بدانيد حق بيمه تامين اجتماعي دبير هيات فوتبال ما از طريق باشگاه صنايع طلايي پرداخت مي‌شود. حتي از سال 89 تا 93 که باشگاه صنايع طلايي هيچ فعاليتي نداشته است!

نکته ديگري که من هنوز تمايل ندارم به طور مستقيم به آن ورود پيدا کنم اين است که طبق اساسنامه، برخي از اعضاي هيات بايد فاقد سوء پيشينه و داراي حسن شهرت باشد. من از شما سوال مي‌کنم چرا دبير هيات در اين 20 سال خودش به عنوان کانديداي رياست هيات اقدام نکرده است؟ خود دبير هيات دليل اين موضوع را به خوبي مي‌داند. چون تاييد نخواهد شد. چرا ما با هم تعارف داريم و چرا مسائل هميشه بايد پشت پرده باشد؟

چرا مجمعي که بايد سالانه برگزار شود 4 سال يک بار هم برگزار نمي‌شود؟ چون دوستان علاقه‌اي به ارائه گزارش ندارند. مگر نه اينکه برنامه‌هاي سال بعد بايد به تاييد برسد؟ مگر نه اينکه بايد گزارش مالي شفاف ارائه شود؟ من اميدوارم بازرسي به طور جدي به اين مسائل ورود پيدا کند.

* البته مسئولين هيات فوتبال مدعي هستند که يکي از دقيق‌ترين بازرسي‌ها در اين هيات به انجام مي‌رسد.

– من از شما سوال مي‌کنم چرا اين دوستان گزارشات مالي را به بازرسي ارائه مي‌دهند اما به اعضاي مجمع اعلام نمي‌کنند؟ پاسخ اين سوال اين است: بازرسي نمي‌داند که چه پول‌هايي به هيات وارد شده است؛ اما اعضاي مجمع مي‌دانند. آيا پول‌هايي که به شماره کارت اين دوستان واريز مي‌شود، وارد دفاتر مالي مي‌شود؟ شايد من اشتباه مي‌کنم اما به عنوان يکي از اعضاي مجمع مي‌خواهم گزارش مالي اين عزيزان را ببينم. عجيب است که در روزگاري که مجلس، قانون دسترسي آزاد به اطلاعات را تصويب کرده است، اين دوستان اين‌قدر محافظه‌کار و غير شفاف عمل مي‌کنند!

من اگر بخواهم تمامي اين مسائل را عنوان کنم، مي‌شود همان مثنوي هفتاد مَن که از حوصله اين گفتگو خارج است؛ اما حاضرم در هر مکاني و هر زماني که دوستان حاضر به مناظره باشند، اين کار را انجام دهم، در صورتي که خبرنگاران نيز در اين مناظره حضور داشته باشند و اينکه در زمان رياست دکتر احسان نصيري که با برکناري دبير فعلي هيات استان همراه شد چه کساني باعث پلمپ شدن مکان هيات فوتبال استان شدند برخي نامه‌ها را هنوز در بايگاني دارم.

* بعد از عنوان اين مسائل تلخ کمي بحث را شيرين‌تر کنيم. آيا احتمال بازگشت شما به فوتبال ساحلي وجود دارد؟

– من 2 سال به عنوان مربي در خدمت تيم ملي ساحلي کشورم بودم و در مسابقات مجارستان هم به دليل نيامدن سرمربي، جايگزين مارکو اوکتاويو شدم. در حال حاضر 4 سال است که از آن محيط دور شدم، اما اخبار و مسابقات آن را به طور کامل دنبال مي‌کنم؛ اما اگر منظور شما فوتبال ساحلي استان است، من هرگز به آن ورود نخواهم کرد؛ فقط براي شاگردانم که در اين رشته زحمت بسياري کشيده‌اند، آرزوي موفقيت دارم.

* برنامه‌هاي مهم شما براي سال 97 چيست؟

– شما بهتر مي‌دانيد که هميشه به اصطلاح « سرِ نخواستن ما دعواست» اما برنامه من بر اين است که در سال جديد آماده‌سازي يک تيم دسته سومي را براي استان سمنان به انجام برسانم و اگر نتوانم به اين مهم دست يابم، دوباره از پايه شروع خواهم کرد و اقدام به آموزش جواناني مي‌کنم تا در سه يا چهار سال آينده به همه ثابت شود که استان ما پر است از استعدادهايي که هيچگاه قدر آن‌ها را ندانسته‌ايم.

* ماجراي کانون مربيان به کجا رسيد؟

– چند سالي است که کانون مربيان را تاسيس کرديم و به عقيده من يکي از مشکلات فوتبال استان عدم حمايت لازم از مربيان است. در اين سال‌ها بيش از 30 کلاس مربي‌گري برگزار شده است و خروجي اين 30 کلاس را بدبينانه اگر در نظر بگيريم، امروز حداقل بايد 150 مربي فعال در استان حضور داشته باشند. اما مربيان ما هيچکدام مشغول نيستند.

يکي از برنامه‌هاي ما براي سال 97، فعال کردن بيش از پيش اين کانون با برگزاري کلاس‌هاي بازآموزي و دعوت از مربيان بزرگ به استان خواهد بود.

* شکايت مديرکل از شما ختم بخير شد؟

– بنده هيچگاه با آقاي فتاحي مشکل شخصي نداشتم و ندارم ولي به واسطه حرفه‌ام که روزنامه‌نگاري است، خود را همانند آينه‌اي مي‌بينم که مشکلات مردم را نيز منعکس مي‌کنم. اما اين شکايت به من آموخت که چطور و با چه ادبياتي بنويسيم تا به اين مشکلات برنخورم.

* آيا امتياز تيم اميد فروخته شد؟

– در روزهاي گذشته متوجه شديم که امتياز تيم اميد که با هزينه شخصي و زحمات خود ما به اينجا رسيده بود، قرار است، توسط هيات فوتبال شاهرود به يک تيم از مشهد واگذار شود. هدف اين دوستان هم درآمدزايي نامتعارف از اين جابجايي بوده است که ما اين موضوع را به کميته اخلاق فدراسيون اطلاع داديم و علي‌رغم تمام اقداماتي که صورت گرفته بود، کميته مسابقات فدراسيون طي نامه‌اي اين روند را متوقف کرد.

مي‌خواهيم کمي از کليشه‌ها خارج شويم و در اين آخر سالي کمي بيشتر با علايق و روحيات شما آشنا شويم. لطفا به اين سوالات کوتاه و مختصر پاسخ دهيد.

* شما را بايد يک چهره ورزشي بدانيم يا يک روزنامه‌نگار؟

– در واقع من يک ورزشيِ روزنامه‌نگار هستم؛ اما قبل از اينکه وارد حرفه روزنامه‌نگاري شوم فوتباليست بودم.

* بهترين بازيکن داخلي و بهترين بازيکن خارجي از ديدگاه شما چه کسي است؟

– به نظر من مسي و البته بعد از آن رونالدو، دو موجود فرازميني در دنياي فوتبال هستند و يک تنه قادرند در مقابل يک تيم بايستند و نتايج را عوض کنند.

در ميان بازيکنان داخلي نيز سردار آزمون را بسيار آينده‌دار مي‌بينم.

* محبوب‌ترين مربي فوتبال؟

– من مربي‌گري فوتبال را به خاطر علاقه‌ام به آرسن ونگر شروع کردم و البته بعد از او گوارديولا نيز مربي محبوب من است.

در ميان مربيان داخلي نيز علي دايي و علي کريمي از مربيان مورد علاقه من هستند.

* از انتخاب بازيکنان اين‌طور به نظر مي‌رسد که شما پرسپوليسي هستيد. درست است؟

– اگر بي‌تعارف بخواهم بگويم، بله من همواره پرسپوليسي بوده و هستم.

* تيم مورد علاقه شما در ميان باشگاه‌هاي خارجي کدام تيم است؟

– من علاقه بسيار زيادي به تيم بارسلونا در ليگ اسپانيا دارم. در انگليس نيز طرفدار آرسنال هست
م و در ايتاليا، يوونتوس تيم محبوب من است و البته در المان هم بايرن مونيخ و به طور کلي در جام باشگاه‌هاي اروپا يک بارسلونايي هستم.

* بهترين مدير ورزشي از ديدگاه شما چه کسي است؟

– به نظر من صفايي فراهاني با اينکه فوتبالي نبود، يکي از بهترين مديران تاريخ فوتبال ايران بود و همچنين محمد دادکان، مديري سالم، باانگيزه و کاربلد بود.

* بهترين تفريح شما در اوقات فراغت چيست؟

– هنوز هم با تمام اتفاقات تلخي که در فوتبال تجربه کردم، بازي کردن فوتبال در کنار پيشکسوتان بهترين تفريح من است و البته از فوتبال ديدن هم غافل نمي‌شوم.

– اگر به عقب برگرديد باز هم فوتبال را انتخاب مي‌کنيد؟

* بدون شک باز هم فوتبال را انتخاب خواهم کرد، با اين تفاوت که در بسياري از مسيرهايي که در اين سال‌ها رفتم، قدم نخواهم گذاشت.

* شما در حال حاضر 46 ساله‌ايد. فکر مي‌کنيد با انتخاب مسيرهايي درستي که اشاره کرديد در اين سن در چه جايگاهي بوديد؟

– يقين دارم که اگر انتخاب‌هاي درستي داشتم، امروز در حال مربي‌گري در يکي از تيم‌هاي مطرح ليگ برتر کشور بودم.

* وقتي شما به صورت دائم به سياست‌هاي هيات فوتبال اعتراض مي‌کنيد، شايد برخي از منتقدين عنوان کنند که مرتضي دهرويه، سوداي رياست بر هيات فوتبال را در سر مي‌پروراند. آيا به اين موضوع فکر کرده‌ايد؟

– در يک بازه زماني به من پيشنهاد شد که عهده‌دار رياست کميته فوتبال ساحلي شوم. در آن زمان نيز علاقه زيادي به کمک به فوتبال ساحلي داشتم؛ اما دبير هيات فوتبال، آيين‌نامه‌اي را به من گوشزد کردند که کساني که وابستگي به يک تيم داشته باشند نمي‌توانند متصدي اين سمت شوند. من هم اعلام کردم که مربي‌گري را به پشتِ ميز نشيني ترجيح مي‌دهم. اما همانطور که توضيح دادم، گويا اين موضوع براي خودِ عزيزان ممنوعيت نداشت و به اصطلاح «به ما که رسيد وارسيد.»

بگذاريد خيال همه دوستان را راحت کنم. من هيچ علاقه‌اي به انجام کارهاي اجرايي ندارم.

* درآمد شما در سال 96 از ورزش و روزنامه‌نگاري چقدر بوده است؟

– در ابتداي سال وقتي قرارداد را با آقاي صميمي‌مقدم در صنايع طلايي امضا کردم، وعده پرداخت مبلغ 25ميليون توماني دادند که از اين مبلغ فقط يک ميليون پانصد هزار تومان دريافت کردم. اين تنها درآمدم از ورزش بود. و البته با سياه بازي اقاين قرارداد من بر خلاف مقررات سفيد در سازمان ليگ به ثبت رسيده است که همه از پاسخگويي فرار مي‌کنند. در روزنامه‌نگاري نيز حقوق ماهيانه‌ي حداقلي يک ميليون و دويستي دارم که با اين اوضاع اقتصادي بسيار ناچيز است.

* الگوي‌هاي اخلاقي شما چه کساني هستند؟

– همواره گفته‌اند که در اخلاق و جوانمردي يگانه مرد تاريخ حضرت علي(ع)است، اما مي‌دانيم که هيچ‌گاه حتي به گرد پاي اين حضرت هم نخواهيم رسيد، چون آن حضرت آسماني بودند؛ اما در ميان زمينيان جهان پهلوان تختي الگوي اخلاقي من است. در استان خودمان نيز پهلوان رمضان دهرويه از جمله الگوهاي اخلاقي من بودند.

* شما آدمِ سياسي هستيد؟

به عقيده من انسان نبايد نسبت به سرنوشت و آينده خود بي‌تفاوت باشد. در زمان انتخابات فعاليت‌هايي را براي حمايت از کانديداي مورد علاقه‌ام انجام مي‌دهم؛ اما به معناي واقعي کلمه سياسي نيستم. البته به جهت نسبتي که با دکتر کواکبيان داريم، همواره تحت تاثير ايشان بوديم و به شخصه درس‌هاي بسيار زيادي از اين مرد را در زندگي خود به کار گرفته‌ام.

* حمايت‌هاي دکتر کواکبيان چقدر در زندگي شخصي و کاري شما موثر بوده است؟

– دکتر کواکبيان از نظر معنوي کمک‌هاي بسيار زيادي به من داشتند؛ اما به عنوان خواهرزاده ايشان تا کنون استفاده‌ي ديگري از مقام و شهرت دکتر انجام نداده‌ام. همانطور که مي‌دانيد من هنوز حتي يک وسيله نقليه شخصي ندارم و در روزنامه‌ي دکتر کواکبيان مانند يک کارمند معمولي مشغول به خدمت هستم.

* بهترين و بدترين خاطره ورزشي شما در سال 96 چه بود؟

– بدون شک بدترين خاطره ورزشي من در اين سال سقوط صنايع طلايي به ليگ دسته سه بود؛ چرا که من سه سال با تمام وجود در اين تيم کار کردم. شايد گفتن اين موضوع درست نباشد، اما من در خلوت خودم براي اين سقوط اشک ريختم. نه من و نه جوانان اين شهر از کساني که باعث اين سقوط شدند، نخواهيم گذشت و اه خيلي‌ها پشت سر آنهاست.

* با شنيدن واژه پدر و مادر چه چيزي به ذهن شما متبادر مي‌شود؟

– پدر من سال‌هاست که از دنيا رفته است و تنها حسرتم اين است که چرا نتوانستم بيشتر به ايشان خدمت کنم. مادر هم تمام زندگي من هستند و باز هم حسرت مي‌خورم که چرا نمي‌توانم کاري براي ايشان انجام دهم؛ چون همانطور که گفتم، جزو اقشار ضعيف جامعه هستم.

* فکر مي‌کنيد تيم ملي کشورمان در جام جهاني مي‌تواند به دور بعد صعود کند؟

– ما در سخت‌ترين گروه جام جهاني قرار داريم و اگر بخواهيم واقع‌بين باشيم، صعود ما به دور بعد تقريبا محال است؛ اما ايمان دارم که جهان را با نتايج خوبمان شگفت‌زده خواهيم کرد.

* بزرگترين آرزوي شما چيست؟

– بزرگترين آرزوي من داشتن يک تيم ليگ برتري در فوتبال کشور است. سمنان با اين همه استعداد و البته نزديکي به تهران لياقت اين را دارد که در ليگ برتر فوتبال صاحب نماينده باشد.

اما آرزوي غير ورزشي من هم اين است که بعد از رخت بربستن از اين دنيا، در پيشگاه شهدا شرمنده نباشم.

* به عنوان حسن ختام اين گفتگو اسامي برخي از کساني که به نحوي با آن‌ها در ارتباط بوديد را عنوان مي‌کنم و در يک جمله نظر خود را درباره آن‌ها بيان کنيد.

– مجتبي رضواني: آدم سنتيِ که هر چه زودتر بايد برود.

– حميد دهرويه: برادر عزيزم که اي‌کاش با اعتماد شوراي شهر، به اين نيروي ارزنده بومي که زندگيش را وقف مردم کرده است، اعتماد مي‌‌شد.

– دکتر احمد همتي: نماينده مردم سمنان، مهديشهر و سرخه در دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي

– دکتر مصطفي کواکبيان: الگوي اخلاقي، معنوي و همه چيز من.

– فرزاد فتاحي: مديري براي تمام دولت‌ها چپ – راست- اعتدال (تند‌رو،کندرو، ميانه‌رو)

– سيد‌حسين زرگر: داور ارزنده و پرچم‌دار سمنان در فوتبال کشور.

– دکتر حسين زياري: نيروي ارزنده استان که با بي‌مهري‌هاي زيادي مواجه شد و در آينده از وي بيشتر خواهيد شنيد.

– هادي طوسي: داور زحمتکش شهرستاني با پشتکار مثال‌زدني

– محمدرضا صالحيان و محمد‌دوست: دو تن از افتخارات استان سمنان در سطح بين‌الملل در رشته بسکتبال

– کارلوس کي‌روش: فقط به امور فني بپردازد و از ورود به ديگر مسائل خودداري کند.

– علي کريمي: مرد محبوب، صادق و صريح فوتبال ايران

– اميد عاليشاه: با بازگشتش به پرسپوليس به يکي از بهترين‌هاي ايران بدل خواهد شد.

– مقداد قباخلو: ستاره‌اي که زود تمام شد.

– محمد جواد محمدي: يکي از شاگردان خوب من که اميدوارم آقاي شفر به او اعتماد کند.

– حامد محمودي: بازيکن متعصب، غيرتمند و پرتلاش که با انتخاب‌هاي درست مي‌توانست در سطح اول کشور بازي کند.

* و سخن پاياني

– اميدوارم سال 97 سال خوبي براي همه مردم کشورم باشد، همه ما عاقبت بخير شويم و هر کسي در جايگاه اصلي خودش به خدمت مشغول باشد و سال پاسخگويي باشد و وضعيت اقتصادي مردم بهبود يابد.

امير‌حسين حسن‌زاده