1:47:10 - سه شنبه 26 جولای 2016
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
از مرکز استان نبايد کند و به جاي ديگر چسباند!
کانال تلگرام سمنان لاین

نويسنده : فرزامي/

فضاي دروني و افکار عمومي استان، حاکي از لزوم بيان بايسته‌هايي است که اهل قلم و رسانه به آن متعهدند. بدان اميد که توجه به اين خواسته‌هاي عمومي، رضاي حق و خشنودي مردم و آرامش مردم استان تامين گردد چون از منظر آسيب شناسي، آفاتي بر امور استان عارض شده که موجبات عدم توسعه‌ي متوازن را فراهم آورده است. به همين علت، تذکرات و موارد ذيل، قلمي مي‌شود:

1- از زمره‌ي آن انتظارات، اجراي کامل و بي‌تنازل قوانين و مصوبات مربوط به استان بدون دخالت سلايق و الحاق تبصره‌هاي سليقه‌اي و تمکين در مقابل القائات جانبي و هدفمند است. در حالي که قانون‌گذار، پيش و بيش از هر کس و نهاد غيرمسئولي، در تصويب قوانين و صدور احکام جهت اجراي نعل به نعل آن، اشراف و وقوف و احاطه‌ي کامل دارد و اوضاع را بهتر از هر کس مي‌شناسد و قضايا را از قبل رصد کرده است و فضا و فضاسازي‌ها را هم به کمال مي‌شناسد.

2- عدم تسليم در برابر فشارهاي بيروني، از زمره‌ي قابليت‌ها و قاطعيت هر مديري به ويژه نماينده‌ي تام‌الاختيار دولت محترم در استان است. که به حمدالله در شرايط کنوني، اوضاع استان در اين مورد، سر به روشنايي دارد و چنين به نظر مي‌رسد که هر کس بايد اسب خود را سر جايش ببندد. در اين زمينه، مي‌گويند که صاحب منصبي از منتخبان در گذشته‌هاي نه چندان دور، با مدير کلي تماس تلفني برقرار مي‌کند و امر مي‌کند که فلاني را بر مصدر فلان پست، منصوب کنيد. مديرکل به عرض مي‌رساند با شناختي که از وي دارد و توان او را مي‌شناسد، مناسب احراز چنين سمتي نيست. آن شخص فرااستاني با تبختر و تشر مي‌گويد که متوجه نشدي که چه گفتم، پاسخ من فقط يک کلمه است: چشم!

3- توجه به نيروها و قابليت‌هاي بومي – طبق وعده در بدو ورود- همان گونه که استان‌هاي پيش افتاده و پيشرفته و توسعه يافته با اعتماد به پرورش يافتگان خود به اين مهم دست يافته‌اند. چون بي‌اعتنايي و بي‌اعتمادي به توانمندي‌هاي بومي، منشاء فرار مغزها و مهاجرت شايستگاني است که در زادگاه خود، فرصتي و زمينه‌اي براي کارآمدي و شايستگي‌هاي خود نمي‌بينند در نتيجه کساني با روابط و بهره هوشي کمتر جاي آنها را مي‌گيرند کساني که هيچ شناختي از محيط غيربومي خود ندارند و خلق و خوي مردم و شهروندان را آن چنان که بايد نمي‌شناسند. در حالي که در اقدامات و تصميم‌گيري‌ها مبناي داوري، شناخت است.

4- معاف ساختن و مرخص نمودن آن مديران بومي که مسئوليت استاني دارند اما تفکر اجرايي آنها، محلي، منطقه‌اي، زادگاهي و قومي است و پيوسته به يک سمت غش مي‌کنند. چنين مسئولاني، بيش‌ترين زيان و عدم تناسب را در توسعه‌ي متوازن، عارض استان کرده‌اند و با نهايت تاسف با چسبناکي به قدرت و جناحي، علي رغم نارضايتي‌هاي بسيار بر مسند خود جاودان مانده‌اند. بديهي است که تصميم قاطع پس از شناخت ماهيت چنين مديراني، امتحاني خواهد بود از قاطعيت و آينده نگري مديريت استان و نويدي است براي شهروندان هم استاني براي فرداهاي بهتر.

5- حفظ و رعايت شان هر مکاني با توجه به شرايط و موقعيت قانوني ؛ يعني به هر کس به اندازه‌ي ظرفيتش بايد غذا داد و به اندازه‌ي توانش از او کار خواست. چون: «دوصد من استخوان بايد که صد من بار بردارد» وگرنه مصداق همان واژه‌ي «تقمص» است که مولاي متقيان، علي‌(ع) در خطبه‌ي «شقشقيه» مي‌فرمايند. بنابراين، طبيعي است که مرکز استان، به استناد قوانين جاري کشور، بايسته‌ها و ملزوماتي دارد که کوتاه آمدن از اين حقوق مسلم، نه به صلاح است و نه عادلانه. همان گونه که گفته‌اند: «هر چيز به جاي خويش و به وقت خويش حق است و با حق بسته. و هر چه نه به وقت خويش و نه به جاي خويش، باطل است و از حق گسسته» بزرگ ترين شهرهاي اقماري و کوچک‌ترين و دورافتاده ترين روستاها، بر اساس همان حقوقي که بر آنها مترتب است، حق حقوقي و قانوني دارند و بودجه و اعتباري براي آنها منظور شده که بايد ملحوظ نظر قرار گيرند. مسلم است که خلط اين منزلت‌ها و مراتب، در شمار مديريت مطلوب و از شروط عدالت و قسط اسلامي نيست و انحراف بزرگي در مسير توسعه‌ي متوازن و مطلوب پديد خواهد آورد. حق آن است که حق آن روستا و دهستان و بخش و شهر و شهرستان را به مرکز استان ندهيم و از مرکز استان هم نبايد کند و به جاي ديگر چسباند. درخواست اين نوشته هم همين است که عملکردها اصولي و با ضابطه و با حساب و کتاب باشد.

منبع : پیام سمنان

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب