6:29:08 - سه شنبه 5 جولای 2016
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
باز هم درباره ضرورت انتقال آب به استان
کانال تلگرام سمنان لاین

پیام استان به قلم استاد فرزامی در سرمقاله امروز خود به موضوع انتقال آب خزر پرداخته که در اختیار مخاطبان محترم سمنان لاین قرار می گیرد./

 

بي‌هيچ معارضه و مخالفتي، حق با احزاب سبز و گروه‌هاي طبيعت‌گرا و دوستدار سلامت محيط زيست و حفظ گونه‌هاي گياهي و جانوري است و براي حفظ سلامت و آسايش و آرامش حال و آينده‌ي انسان هم که شده، نبايد براي چرخه‌ي حيات طبيعي و طبيعت، مزاحمت ايجاد کند و در نظام و ترکيب طبيعت دست ببرد. چون اول از همه به زيان خود اوست. از طرفي، حق هم با عالمان و صاحبان نظريه‌هاي علمي است که هيچ اقدامي نبايد علم ستيزانه باشد اما نکته‌اي که نبايد در اينجا مغفول بماند و لازم است که همه‌ي توجهات به ان معطوف شود، ضرورت‌هاي زندگي موجودي به نام انسان است که به اراده‌ي آفريده‌ي آفرينش، ابر و باد و مه و خورشيد و فلک را مسخر او گردانيده تا در نظام طبيعي طبيعتي که در تصرف اوست، به مصلحت خود و از منظر تعقل و دانايي، دست ببرد تا بهبودي در کيفيت زندگي اش حاصل شود.

 

به سبب همين دخالت در طبيعت بود که ابداعات، اکتشافات، اختراعات و ساخته‌هايش به دليل همان ضرورتي که گفتيم، در عرصه‌ي زندگي‌اش، نقش بست و منشا بزرگ و خيره کننده‌اي در تاريخ گرديد. چنانچه توجه به اين نياز و اقتضاي وجودي‌اش نبود، مي‌بايست همچنان در غار مي‌ماند يا بر بالاي درختان آشيان مي‌گزيد. در اينجا ناگفته پيداست که از تفاوت‌هاي انسان با حيوان، يکي هم آن است که آدمي با بهره گيري از فضيلت عقلش، بر طبيعت، اشراف و سلطه دارد اما حيوان، اسير طبيعت است و به حکم غرايزش و متناسب با مختصاتي که دارد، قادر به هيچ تغييري، در طبيعت پيرامون خود نيست و موجد هيچ چيز تازه‌اي نشده است. در حالي که انسان راه ساخت، سد بست. به حسب نياز خود مسير طبيعي رودها را عوض کرد و صدها کارکرد کارستان چون مي‌خواست تمدني را پي افکند که قواعد و زيرساخت‌هايش براي امروز و فرداها به کار آيد. به ياد آوريد شاهکار مهندسي چين را که تونل زيردريايي اش به طول 124 کيلومتر که شهر « داليان » را به « يانتايي » به ساحل شرقي چين متصل کرد و سفر 8 ساعته‌ي 1400 کيلومتري را به 40 دقيقه کاهش داد.

 

و تونل کانال « مانش » را به طول 45/50 کيلومتر، شهر ( folkestone) انگليس را به شهر ( Calais) در شمال فرانسه متصل نمود. و تونل « سيکان» به طول 9/53 کيلومتر با عبور از زيربستر دريا Aomori در جزيره‌ي «هونشو» را به جزيره‌ي « هوکايدو » مرتبط ساخت. از آزادراه شمال و کانال مانش و کانال سوئز و… صدها نمونه را مي‌توان به عنوان مثال آورد که انقلابي در صنعت راه و ترابري را در قديم و جديد و آسيا و اروپا موجب شده است. وانگهي به علت ضرورت است که آب آشاميدني مردم تهران از سد کرج و لتيان و… تامين مي‌شود. و بسيار دور نيست اگر آب درياي عمان و درياي مازندران به هم بپيوندد. اين اقدامات براي تامين راه و آب مردم است چرا که هر کجا آب هست، زندگي هم هست و انسان هم به زندگي ادامه مي‌دهد.

 

اين ضرورت آمادگي دفاعي ايران در مقابل دشمنان است که در سال، چند بار، مانورهاي نظامي و عمليات زميني و هوايي و دريايي به وسعت دهها کيلومتر، انجام مي‌شود و در جريان ان هيچ ملاحظه‌اي نمي تواند براي گونه‌هاي جانوري و پوشش‌هاي گياهي باشد. چرا که اگر چنين نشود، ايران و زندگي ما زير سم و چرخ مرکب‌هاي بي‌رحم امروز، درهم نورديده خواهد شد. آنان که به اين حقايق و نيازها آگاهي دارند مي‌دانند که بسياري از اين ساخته‌ها و پرداخته‌ها با احساس و عاطفه و طبيعت دوستي و محبت به حيوانات و ملاحظات علمي و… سازگار نيست. حتي احکام ثانويه هم با عواطف انساني نمي خواند اما ضرورت حکم مي‌کند تا جايي خراب و مکاني آباد شود. بنابراين به دليل و دلايل بالا، انتقال آب خزر به سمنان يک نياز استراتژيک است نه براي سمنان بلکه براي استان، که براي استانهاي مجاور، به استناد ضرورتهاي مشابه آبرساني به تهران به کرمان، به يزد و… اگر بدبيني تلقي نشود و از منظر حب و بغض نباشد، مخالفت با اين طرح، هيچ وجه ديگري نمي تواند داشته باشد.

 

به همين جهت نگارنده اميد دارد که منتخبان و نمايندگان محترم استان در مجلس شوراي اسلامي، شوراهاي شهر و روستا، صاحبان قلم و بيان، مسئولان ارشد استان و. شهرستان‌ها و تمامي مديران و مسئولاني که امانتدار حقوق مردم استان اند تمامي مساعي خود را مصروف اجراي چنين طرح بزرگي کنند تا بسياري از اين مشکلات حل شود. البته اين حقيقت قابل انکار و چشم پوشي نيست که بايد تا آنجا که ممکن است، حافظ طبيعت زيبا و موهبت‌هاي الهي بود و از تخريب صرف، به جد دست بازداشت و از کمترين امکانات، بيشترين بهره را از طبيعت برد و آنجا که به طبيعت آسيب مي‌رسد، عالمانه به بازسازي پرداخت تا طبيعت و جنگل و مرتع، نميرد زيرا مرگ طبيعت، مرگ انسان و انسانيت خواهد بود و کاش که هرگز چنين مبادا.

 

منبع : پیام استان به قلم استادفرزامی

 

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب