17:14:54 - سه شنبه 1 دسامبر 2015
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
جوائز مسابقات تلویزیونی؛ حربه تجارت یا اهرم حمایت
کانال تلگرام سمنان لاین

حساب و کتاب که می کنی می بینی با سال ها در آمد کارمندی نمی شود به آرزوی خانه و خودرو رسید ، مگر این که شانس ات بزند و در یکی از این قرعه کشی های تبلیغاتی یا برنامه های تلویزیون برنده شوی…

در یک حساب سر انگشتی، حدود 50 شبکه تلویزیونی سراسری و استانی ، روزانه افزون بر یک هزار و 200 ساعت برنامه پخش می کنند که بی اغراق بیش از 200 ساعت آن به کسب درآمد برای رسانه یا همان حامیان مالی تبلیغات تلویزیونی و برنامه های سفارشی اختصاص دارد. 
از بررسی های پیمایشی که با حذف گزینه های تکراری در خصوص این نوع تبلیغات رسانه ای انجام شده، این طور به نظر می رسد که وعده های پر زرق و برق برنده شدن و جایزه گرفتن های آنچنانی رویه ثابت همه این تبلیغ های تلویزیون برای کالاها و خدمات بخش خصوصی است . 
حامیان مالی برنامه های مختلف شبکه ها نیز از فرصت مغتنم آنتن سراسری برای تبلیغ خود با اهرم جایزه دادن به مخاطبان بهره ها می برند. 
یک کارشناس رسانه در این باره می گوید : هیچ برنامه پر مخاطبی نیست که در ازای همراه شدن مخاطبان با آن و شرکت کردن در مسابقه های پیامکی و حضوری، وعده برخورداری از جایزه نداشته باشد و بسیاری از بینندگان جدا از محتوای برنامه ، پیگیر هستند که بالاخره جایزه بزرگ فلان برنامه نصیب کدام خوشبخت می شود. 
بهمن بختیاری با اشاره به ایجاد روحیه افسردگی در پایان این دست برنامه ها می گوید : لحظه اعلام نتیجه را تصور کنید که چه خیل عظیمی از مخاطبان با اعلام نتایج و روی خط تلفن آمدن فرد پیروز ، لحظاتی از کاش ها و افسوس های متنوع را در ذهن می سازند و با گفتن جملاتی نظیر «چه شانسی ! ما که از این اقبال ها نداریم ، ای بابا پس ما چی ؟» انبوه موج های منفی را به سوی خود و اطرافیان می فرستند . 
با قبول این موضوع که در رسانه های کشورهای مختلف، جلب مخاطب با ایجاد موارد انگیزشی مالی مرسوم است ، باز هم نمی توان بسیاری از تخطی های رسانه را در بازار گرمی این مقوله ها توجیه کرد . 
‘مجتبی آقایی ‘ کارشناس ارتباطات مقوله «خریدن نگاه مردم» را در بُعد رسانه ای بررسی می کند و معتقد است : این نوع خرید ، برای افتخار کردن به جدول میلیونی بینندگان ، یک معامله ناجوانمردانه در دنیای ارتباطات است. 
وی می افزاید : اصل تجارت در دنیای رسانه دارای روابط و الزامات مستحکم و قابل قبولی است که پیش نیاز همه آن ها، تولید محتوای متناسب با نیاز مخاطب است، ولی در اکثر برنامه های رسانه ملی، فرع جایزه بردن بر اصل محتوا مقدم است و مخاطب وارد بازی رسانه می شود تا بخت خود را برای برنده شدن بیازماید. 
این کارشناس ارتباطات می گوید : نشان دادن برندگان دوره های قبلی قرعه کشی که در بسیاری موارد اتفاقا، از شهرها و مناطق گمنام برنده شدند، صحنه سازی هایی است که به وقت و آرزوهای ارزشمند میلیون ها بیننده تلویزونی چوب حرج می زند و این در حالیست که باید بدانیم حتی در بررسی های تلفنی مشخص شده همشهریان چنین افرادی گاهی حتی از وجود ، سکونت یا برنده شدن چنین افرادی بی اطلاع هستند! 
وی ادامه داد : با این اعتماد یک سویه رسانه به صاحبان صنایع و خدمات در اعلام لجام گسیخته جوایز جذاب خود، جای تأمل دارد که چطور بدون راستی آزمایی و توجه به اصول، می توان چنین تبلیغاتی را به خورد مردم داد؟ 
بلیت های بخت آزمایی تلویزیون ایران در قبل از انقلاب حالا تبدیل به ارتباط پیامکی روز افزونی شده است که سعی دارد در عرصه رقابت با نمونه های مترقی خود در شبکه های فارسی زبان برون مرزی کم نیاورد و دائما در تلاش است که با بهانه های مختلف، مسیر نگه داشتن مخاطب به هر ضرب و زوری را حفظ و توسعه دهد. 
‘ فهیمه محمدی ‘ کارشناس اقتصادی در این باره معتقد است : تسلط مدیران بازاریابی شرکت ها و واحد های تولیدی بزرگ بر نقاط ضعف مالی رسانه ملی ، سبب شده تا رویه قول های چند میلیون و میلیارد تومانی به مشتریان در ازای خرید محصولات و خدمات، پُر شتاب تر از گذشته شود. 
وی افزود : این مورد از آنجا پیداست که بازه زمانی این قرعه کشی ها از ماهیانه و هفتگی و حتی جوایز روزانه نیز رسیده که در این راستا عبارت سازی هایی نظیر «چهارشنبه پولی» و «یکشنبه پول دار شدن» در ادبیات داستانی برخی تبلیغات قابل مشاهده و استناد است. 
حال سوال اینجاست که با وجود واقعیت های قابل لمس در بدنه تولید و صادارات محصولات مختلف ، سیستم مالی یک واحد بزرگ تولیدی چطور می تواند صرفا با تکیه بر فروش محصول خود در داخل کشور آن هم با متکی بودن به مخاطبان رسانه ، درآمدی داشته باشد که بین 700 میلیون تا یک میلیارد تومان به برندگان خانه و ماشین و وجه نقد جایزه بدهد؟! 
جامعه شناسان در نقد این مقوله بر این باورند که ضربه ذهنی اصلی این تبلیغات بر قشر متوسط است . 
‘ ابوالقاسم صمیمی ‘ کارشناس اجتماعی می گوید : میلیون ها نفر از مردمی که درآمد های معمول بین یک تا دو میلیون تومان فعلی دارند، در مواجه با پیشنهاد شرکت در یک برنامه یا خرید محصول مصرفی روزمره به امید برنده شدن تحریک می شوند و پس از یک دوره کوتاه مدت، استرس روانی و انتظار، با نرسیدن به مقصود خود یا برای تکرار این رویه حریص و یا دچار سرخوردگی و ناامیدی موردی و مقطعی خواهند شد. 
قرار گرفتن کیفیت محصولات و خدمات تجاری در سایه جایزه های چشم نواز در بخش تبلیغات بازرگانی شبکه های مختلف که حالا حتی به شبکه های تخصصی نظیر خبر و کودک و سلامت نیز نفوذ کرده، در کنار ادامه و افزایش روند پخش مسابقه های تلویزیونی با جوایز نقدی، تصویری را در قاب رسانه به نمایش گذاشته که زیبنده نیست و مثل اینکه برنامه تلویزیونی که مخاطب صرفا به دلیل محتوای مناسب بیینده آن باشد دیگر در رسانه ملی کمیاب و بعد از مدتی نایاب خواهد شد. 
‘ فرزاد صاحبی ‘ که یکی از برنامه سازان رسانه است به ایرنا می گوید : عموما در تولید برنامه های تلویزیونی، یک بخش انگیزشی برای مخاطبان در نظر گرفته می شود که این گزینه مثل نمک و ادویه به عنوان چاشنی بکار گرفته شود، ولی در جدول برنامه بسیاری شبکه ها استفاده بیش از حد از این چاشنی، خوراک ذهنی شور یا بدمزه ای را به مذاق مشکل پسند مخاطبان ارائه می دهد که باعث دلزدگی می شود. 
وی افزود : جولان حامیان مالی این برنامه ها نیز تاثیر مستقیمی بر این نوع تبلیغات دارد چون تامین کننده مالی یک برنامه به بهانه پول، این قدرت را پیدا می کند تا برای تصمیم گیران بالادستی و تولید کنندگان، تعیین تکلیفی کند که شاید از دیدگاه رسانه ای قابل قبول نباشد، ولی بر پیشبرد اهداف رسانه چاره ای جز پذیرش نیست. 
به هر حال، تلویزیونی که از پودر لباس شویی و تنقلات و خدمات موبایلی تا گوش کردن به موزیک و دیدن فیلم و سریال در آن وابسته به دخیل کردن مخاطب در دور باطل بخت آزمایی است، بدون شک در غنی سازی و ارتقای محتوا باز می ماند، چرا که تهیه کنندگان قبل از فکر کردن به تامین مطالب موردنیاز ذهن مخاطب، در پی چند جایزه دهن پُر کن برای جذابیت هستند. 
هر چند دستگاه های نظارتی مصوبات و دستور العمل هایی برای نحوه تعیین سقف و کیفیت و حتی روند قرعه کشی و اهداء جوایز حساب های بانکی و برخی فعالان اقتصادی و صنایع عموما وابسته به ارگان های دولتی دارند، اما واضح است که این الزامات قانونی از پیوست های رسانه ای تهی و بی بهره است و آنچه در واقعیت طراحی شده به شکل بزک کرده و اغراق آمیزی روی صفحه تلویزیون نقش می بندد. 
فارغ از هر گونه توصیه های دینی در خصوص به دست آوردن مال و ثروت از راه زحمت و پشتکار و حتی دیدگاه های فرهنگی و عرفی ، در شرایط پسا تحریم که تاکید همه مسئولان بر صرفه جویی منابع، مدیریت هزینه در منزل، دوری از اسراف و بازگشت به اصل اصیل روزی حلال زیر چتر اقتصاد مقاومتی است، حرکت ناآگاهانه و ناشی از روزمرگی و محدودیت های اقتصادی تنها رسانه دیداری کشور در مسیر یادشده، دوگانگی مشهودی در تحلیل های واقع بینانه افکار عمومی ایجاد خواهد کرد.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب